کد خبر 99228
۱۱ دی ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
تهران - حیاتاین پلاک و استخوان از من به صف جا مانده استنقطه پرواز سرخی بود، آنجا مانده استمن خودم از شوق می ‏رفتم تنم افتاده بوددر مقام وصل فهمیدم که سرجا مانده استبی نشانی را خود من خواستم باور کنیدنام گمنامی اگر دیدید تنها مانده استمن رفیقی داشتم همسنگرم جانباز شددست‏هایش یادگاری پیش مولا مانده استآن بسیجی هم که معبر را برایم باز کرددیدمش آن روز در تشییع بی ‏پا مانده استیادتان باشد سلاح و کوله و فانسقه‏امزیر نور ماه سرخ ، از بهر فردا مانده استپاسداریدش مبادا غفلتی خاکستریگیرد عزمی را که آن از راز زهرا (س) مانده است